سوالی دارید؟ (اینجا کلیک کنید)

● در تلگرام، پاسخگوی شما :)

سفرنامه چمخاله


در نوروز 97 به سمت خطه شمال رهسپار شدیم. جدا از شلوغی و هیاهوی جاده های شمالی، منطقه ای که مقصد سفرمان بود برای من تازگی داشت. چمخاله! به گفته بسیاری، توریستی ترین ساحل شمال کشور.

سفر خود را از جاده قزوین-رشت آغاز کردیم. برخلاف جاده چالوس این مسیر بسیار خلوت است و البته در مقایسه با جاده چالوس زیبایی های چندانی هم ندارد. اما برای کسانی که از شلوغی های جاده گریزانند مسیر مناسبیست.

چمخاله شهری کوچک است که میدان چمخاله در مرکز آن قرار دارد. فاصله اقامتگاه ما تا ساحل چمخاله با اتومبیل حدود 7 دقیقه بود ازینرو بیشتر وقتمان را در سواحل زیبای حوالی اقامتگاه می گذراندیم وهر جای جاده، ساحلی می دیدیم متوقف می شدیم.

روز اول که به ساحل اصلی چمخاله رفتم، اولین چیزی که به چشمم خورد و برایم تعجب آور بود، حضور یک شتر زیبا در کنار ساحل بود. در گپ کوتاهی که با صاحب شتر داشتیم متوجه شدم که اهل کرمان است و شتر ماده دو سه سالی بیشتر از سنش نمی گذرد. چند اسب نیز در آنسوی ساحل به چشم می خورد که با صاحبانشان به انتظار مسافران و مردم مشتاق اسب سواری ایستاده بودند. برای مشتاقان اسب سواری و شترسواری، ساحل چمخاله اولین جایی خواهد بود که معرفی خواهم کرد.

در منطقه ای نزدیک دستک در حدود 18 کیلومتری چمخاله به سمت شمال غرب، ساحلی سنگی وجود دارد که به جرات می توان گفت از زیباترین و ناب ترین سواحل شمال ایران است. در میان سواحل کشور ما که متاسفانه اکثرا شاهد آلودگی محیطی و زباله های مختلف موجود در سواحل هستیم، این مکان دارای چنان منظره ای زیبا از دریای خزر و ساحلی تمیز و بکر است که تعجب مرا برانگیخته بود. در مدت اقامت چند روزه ما در آنجا، تقریبا هرروز سری به این ساحل منحصربه فرد می زدیم و سعی می کردیم از آرامش و زیبایی فضا نهایت استفاده را ببریم.

از میان شهر چمخاله رودخانه ای زیبا عبور می کند که شبانگاه خزه های بلند کف رودخانه، رقصان زیر نورافکنهای پل بالای رود خودنمایی می کنند. زیر نور چراغ های پرنور آنچنان جلوه می کنند که گویی هیولایی عظیم زیر آب خفته و بازوهای درازش را به دست امواج ملایم رود سپرده است. هر آن ممکن است بازوهایش را جایی که تو ایستاده ای پرتاب کند و تو را درون آب سرد رود کشیده و ببلعد. تماشای رقص خزه ها برایم بسیار جذاب بود. اگر فرصتی اضافه داشتم شاید ساعتها بالای رودخانه می ماندم و خیره به تماشای خزه ها می نشستم و داستان پردازی می کردم.

 

شب اول به سمت سرولات حرکت کردیم. البته به نیت خوردن غذای خاور خانم. وقتی به مقصد رسیدیم متوجه شدیم ننه خاور فقط برای صرف نهار امکان مراجعه دارد؛ و ما از آنجا که مسیری طولانی تا سرولات طی کرده بودیم، برای صرف شام به رستوران "دربند لطفی" که مقابل رستوران خاور خانم است، سری زدیم. تجربه شام در این رستوران بسیار به یاد ماندنی بود. جدا از اتفاقاتی که در طول روز تجربه کرده بودیم، غذای دربند لطفی از کیفیت بالایی برخوردار بود و بی شک یکی از بهترین رستوران های سمت سرولات محسوب می شود. بعد ها متوجه شدیم این رستوران متعلق به خواهرزاده ننه خاور می باشد.

روز دوم به سمت "پل چوبی" حرکت کردیم. متاسفانه آب تالابی که از زیر پل چوبی عبور می کند، به شدت کاهش پیدا کرده است و برای کسانی که قصد رفتن به این منطقه را دارند توصیه می کنم خود را برای دیدن صحنه تاسف بار خشک شدن تالاب آماده کنند.

قدم زنان به سمت ساحل پیش می رفتیم که چند قایق کوچک در دیدرسمان قرار گرفت. صاحبان قایق ها مسافران خود را سوار قایق هایشان می کردند تا گشتی در تالاب زده و از فضا لذت ببرند.

علیرغم اوضاع تالاب، مردم حاضر در پل چوبی اوقات خوشی را در کنار دوستان و خانواده خود سپری می کنند. در گوشه ای از این مکان تفریحی شاهد چند نانوا بودیم که مشغول پختن "نان کدو حلوایی" بودند. این نان بسیار خوش طعم است که از امتحان کردن آن پشیمان نخواهید شد.

کمی جلوتر از پل چوبی، ساحلی به چشم میخورد که برای گرفتن حمام آفتاب در روزهای آفتابی، و یا والیبال ساحلی و دیگر بازی های جمعی مناسب است. روزی که ما پا به این ساحل گذاشتیم باد بسیار سردی از سمت شمال در این ساحل می وزید که قادر به تحمل سرمای آن نبودیم. در چنین روزهایی رفتن به این مکان توصیه نمی شود.

روز دوم برای صرف نهار روانه رستوران گلشاهی واقع در دستک شدیم. این رستوران برخلاف نام پرآوازه ای که در میان مسافران خطه شمال کشور دارد، کیفیت غذایی آنچنان بالایی ندارد به علاوه اینکه قیمتهای این رستوران به نسبت کیفیت غذای آن نمی باشد. با این وجود ماهی سفید سرخ شده رستوران گلشاهی را از دست ندهید که آن را به همگان توصیه می کنم. امتحان ماهی سفید سرخ شده گلشاهی از کیفیت و طعم بسیار خوبی برخوردار است و ارزش امتحان کردن را دارد.

روز سوم آخرین روز سفر نوروزی ما بود. از آنجا که مسیر رفت، جاده قزوین-رشت بود تصمیم گرفتیم برای مسیر برگشت از جاده چالوس به سمت تهران بازگردیم و ازینرو به سمت شرق چمخاله حرکت کردیم. حوالی بعد ازظهر، برای بار دوم به سرولات رفتیم و تا بالای کوه به راه افتادیم. هرچه به رستوران خاور خانم نزدیکتر می شدیم، ازدحام جمعیت پیاده و ترافیک اتومبیل ها نیز بیشتر می شد تا اینکه جایی برای پارک اتومبیلمان یافتیم و باقی راه را پیاده بالا رفتیم. توصیه می کنم که اگر قصد سرزدن به این مکان را دارید حتما از حداقل یک ساعت قبل از ساعت نهار در آنجا حضور داشته باشید.

زمانیکه ما به بالا رسیدیم، رستوران ننه خاور به قدری شلوغ بود که حتی بیش از چند دقیقه ساکن یکجا ایستادن نیز مقدور نبود. اگر به همراه چند نفر از اعضای خانواده به این رستوران سری زدید، یک نفر مسئول ایستادن در صف سفارش و صندوق خواهد بود و بقیه به علت ازدحام و تعداد بالای جمعیت موظفند میزی را برای صرف نهار نشان کرده و منتظر خالی شدن آن بمانند. اما مناظر اطراف رستوران بسیار زیباست و بالکن آن بهترین جا برای صرف نهار است البته به شرطی که شرایط جوی و آب و هوایی مناسب باشد.

در رستوران خاور خانم، اگر خوش شانس باشید، خود خاور خانم را نیز ملاقات خواهید کرد. برخلاف بسیاری کسانی که پس از رسیدن به شهرت دست از کار شسته و مسئولیتها را به زیردستان خود محول می کنند، ننه خاور پا به پای دیگر زحمتکشان رستوران، مشغول کار و آشپزیست و شاید همین مورد یکی از عوامل پیشرفت این رستوران باشد. جدای از تمامی این بحث ها، قیمت های این مکان بسیار مناسب و کیفیت غذاها بینظیر است. پس اگر در سفر بعدی خود به شمال کشور، قصد گشت زدن حوالی سرولات را داشتید، حتما برای صرف نهار به این رستوران سری بزنید.

 

برای سفرنامه های بیشتر با سیکاس همراه باشید

اجاره ویلا شمال

اجاره ویلا

اجاره ویلا استخردار

اجاره کیش

چمخاله

گردآورنده: صبا اصلانی


تبلیغ عمودی سیکاس